|
به تو رسیده |
|
سربه روی شانه های مهربانت می گذارم |
دوسِت دارم دوسِت دارم،دوسِت دارم منو تنها نزار تنهام نزار دوسِت دارم،دوسِت دارم بمون الهه ی عشق من بمون دوسِت دارم،دوسِت دارم خدایا خدایا من از این کویر وحشت نمی گذرم ببارباران را خدایا من این درخت خشک تو کویرتک و تنها تنهام نزار خدایا ببار باران به تن خشکیده ی من تاجون بگیرم پرنده ببینم دیوانه و عاشق گفتااون پیش تو چه کرد که پیش اون خرابی؟ گفتم منو عاشق خودش کرد گفتا مگر عاشق چیست؟ گفتم عشقیست که عادمو دیونه میکنه گفته عشق چیست؟ گفتم حسی از محبت تو چشم اون دیدم گفتا این چی حسی است؟ گفتم این حس یادش منو آواره کوچه ویابون کرد گفتا نشانم ده این عشق این حس گفتم این عشق یه هدیه است از طرف معشوق گفتا مگر این هدیه چه هست؟ گفتم یه غم فقط یه غم گفتا که چرا غم؟ گفتم غم عشق گفتا منم میخوام این عشق این حس این غم عشق گفتم مجوی از این که غم عشق تورادیوانه ترینت میکنه..
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/22ساعت 5:37 توسط حمید قیطاسی |
به تو رسیده تو لایق دوست داشتنی ای،پاک مث مخمل قرآن تو لایق دوست داشتنی ای،راستگو مث، آینه ها تو لایق دوست داشتنی ای،مهربان ترین قلب تو دریا تو لایق دوست داشتنی ای،زیبا ترین فرشته تو دنیا تو لایق دوست داشتنی ای،وفا دار ترین، با وفا تو لایق دوست داشتنی ای،کامل ترین آدم تو آدما تو لایق دوست داشتنی ای،ای قشنگ ترین نگاه تو، چشمام تو لایق دوست داشتنی ای،خوش صدا ترین موسیقی تو ،گوشام تو لایق دوست داشتنی ای،شیرین ترین جا، که تو آنجاست تو لایق دوست داشتنی ای،صدآفرین پیش معلما تو لایق دوست داشتنی ای،ساده تر از دیوانه ها تو لایق دوست داشتنی ای،گمشده ی، دل تنهام تو لایق دوست داشتنی ای،حسرت دیدار ،دل تنهام تو لایق دوست داشتنی ای،گران ترین مخلوق خدا تو لایق دوست داشتنی ای، تک آرزوی ،به تو رسیدن ----------------دوسِت دارم قد تموم عاشقا تقدیم به تو که عشقت مرا مجنون کرده (ح)
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/06/22ساعت 5:34 توسط حمید قیطاسی |
اوافسوس ..... آن زمان که بايد دوست بداريم ، کوتاهي مي کنيم
. آن زمان که دوستمان دارند لجبازي مي کنيم.
وبعد........ براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07ساعت 12:53 توسط حمید قیطاسی |
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 11:37 توسط حمید قیطاسی |
وقتی که بارون می گیره دلم بهونه میگیره به یاد شبای بارونی سراغه تومیگیره اشک چشام جاری میشه مثله بارون چیکه چیکه دله بهونه گیره من بی تواروم نمیشه کجارفتی ای دیووووووونه ندارم ازتونشونی چقدره نامهربونی مگه از تو من چی خواستم به جز عشق و همزبونی نم نم بارون میگیره خاطره هاجون میگیره توی دله خسته ی من عشقه تو از یاد نمیره به تو گفتم ای مهربون تنهام نزار پیشم بمون این رسمه عاشقی نبود تنهابری تااسمون کجا رفتی ای دیوووووووووووونه منبع از 
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/30ساعت 16:11 توسط حمید قیطاسی |
ملامتت نمی کنم
که مرا باور نکردی
هر چند به ناگاه امروز شد .
رد تنهائیم بر دیوار
نقش ترا جاودان کرده
و عجیب نیست که من دردم را
تنها به درختان می گویم.
لاک تنهائیم را
گذر آدمها سخت کرده
و من بناچار
بغضهایم را در لابلای ترکهای دیوار
- با وسواسی کودکانه -
می نهانم.
همبستری با خیالت
هر شب خطی نو می زاید
و من این نوزادان غم زاده را
با دردی جانکاه بر دفتری کهنه می خوابانم .
آه ! که شیون های گاه و بی گاهشان
در پس خط چین تحمل من
قیامتی به پا کرده ابدی .
کاش کسی به من می گفت
این عقوبت کدامین نکرده گناه است ؟!؟
کاش ...
کسی ...
به من ...
می گفت ...
کاش .
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:34 توسط حمید قیطاسی |
باور کن بی تو هیچم پس با من بمان چون هیچ از من نمانده ... اگه تو میخوای این دل عاشق و بیچاره کنم ، برو اگه تو میخوای همه هست و نیست و بدم ، برو تو دلم یه دنیا حرفه که می خوام بگم برا تو تو بگو به من کجایی تا ببوسم خاک پاک تو با خودم نذری کردم که اگه تو رو ببینم با همون نگاه اول جونمو بدم برا تو عشق من ، دلم گرفته مثل آسمون پاییز می دونم مرغ دل من دوباره کرده هوای تو
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:32 توسط حمید قیطاسی |
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه . غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:26 توسط حمید قیطاسی |
قرارنبود اگر کسي خيالش از وفا داري ديگري راحت شد گنجشکهاي بي پناه احساس او را با تير کمان عادت نشانه بگيرد.... قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي اولش زيبا باشد .... قرار نبود کسي سختش باشد بگويد دوستت دارم..... قرار نبود کسي به هواي شکستن دل ديگري بماند .قرار بود هر کس به فکر شکستن غرور خود بماند... قرار نبود بين عشق وقفه بيفتد.... قرار نبود کسي دير کند کند...... قرار نبود ديوانه اي براي شکستن ديوانگي طلب زنجير کند........
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:25 توسط حمید قیطاسی |
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم ، منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من ، سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی ، عاشق با تو بودنم دوستت دارم و بدان همیشه به یادت هستم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:18 توسط حمید قیطاسی |