|
به تو رسیده |
|
سربه روی شانه های مهربانت می گذارم |
شكسپیر میگه: فراموش كن چیزی رو كه نمی تونی بدست بیاری ، وبدست بیاور چیزی رو كه نمی تونی فراموشش كنی خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/08/07ساعت 13:34 توسط حمید قیطاسی |
چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود چه شد که بر سر مهر آمدی و وفا کردی منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی بیا که با همه نا مهربانیت ای ماه خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی منت بیک نگه آهوانه می بخشم هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود بیا که کار جهان بر مراد ما کردی هزار درد فرستادیم بجان لیکن چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06ساعت 9:53 توسط حمید قیطاسی |
ای که من تنها رفیق بی کسی هایت شدم
نزد تو بنشینم وهمراه شب هایت شدم
من به رسم عاشقی دل را فدایت می کنم
با نسیم صبح می آیم صدایت می کنم
من بدون تو ، تو بی من ، روزگار ما تهی
به چه زیبا عشق ما و به به این دلدادگی
باز کن آن غنچه هایت ای گل زیبای من
ای رها از این زمانه ای گل مینای من
رفت فصول سوز و سرما و بهاران می رسد
بی کسی پایان رسیده ، بوی باران می رسد
عهد کن یارم بمانی تا قیامت ای رها
اولین و آخرین عشقم بمانی با وفا
به چه خوش باشد کنار هم صفا و زندگی
به چه زیبا این همه عشق وبه هم دلدادگی
کلبه ای با هم بسازیم با ستونی استوار
گر کنار تو نباشم بی قراری ، بی قرار
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06ساعت 9:42 توسط حمید قیطاسی |