|
به تو رسیده |
|
سربه روی شانه های مهربانت می گذارم |
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 11:37 توسط حمید قیطاسی |
وقتی که بارون می گیره دلم بهونه میگیره به یاد شبای بارونی سراغه تومیگیره اشک چشام جاری میشه مثله بارون چیکه چیکه دله بهونه گیره من بی تواروم نمیشه کجارفتی ای دیووووووونه ندارم ازتونشونی چقدره نامهربونی مگه از تو من چی خواستم به جز عشق و همزبونی نم نم بارون میگیره خاطره هاجون میگیره توی دله خسته ی من عشقه تو از یاد نمیره به تو گفتم ای مهربون تنهام نزار پیشم بمون این رسمه عاشقی نبود تنهابری تااسمون کجا رفتی ای دیوووووووووووونه منبع از 
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/30ساعت 16:11 توسط حمید قیطاسی |
ملامتت نمی کنم
که مرا باور نکردی
هر چند به ناگاه امروز شد .
رد تنهائیم بر دیوار
نقش ترا جاودان کرده
و عجیب نیست که من دردم را
تنها به درختان می گویم.
لاک تنهائیم را
گذر آدمها سخت کرده
و من بناچار
بغضهایم را در لابلای ترکهای دیوار
- با وسواسی کودکانه -
می نهانم.
همبستری با خیالت
هر شب خطی نو می زاید
و من این نوزادان غم زاده را
با دردی جانکاه بر دفتری کهنه می خوابانم .
آه ! که شیون های گاه و بی گاهشان
در پس خط چین تحمل من
قیامتی به پا کرده ابدی .
کاش کسی به من می گفت
این عقوبت کدامین نکرده گناه است ؟!؟
کاش ...
کسی ...
به من ...
می گفت ...
کاش .
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:34 توسط حمید قیطاسی |
باور کن بی تو هیچم پس با من بمان چون هیچ از من نمانده ... اگه تو میخوای این دل عاشق و بیچاره کنم ، برو اگه تو میخوای همه هست و نیست و بدم ، برو تو دلم یه دنیا حرفه که می خوام بگم برا تو تو بگو به من کجایی تا ببوسم خاک پاک تو با خودم نذری کردم که اگه تو رو ببینم با همون نگاه اول جونمو بدم برا تو عشق من ، دلم گرفته مثل آسمون پاییز می دونم مرغ دل من دوباره کرده هوای تو
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:32 توسط حمید قیطاسی |
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه . غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:26 توسط حمید قیطاسی |
قرارنبود اگر کسي خيالش از وفا داري ديگري راحت شد گنجشکهاي بي پناه احساس او را با تير کمان عادت نشانه بگيرد.... قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي اولش زيبا باشد .... قرار نبود کسي سختش باشد بگويد دوستت دارم..... قرار نبود کسي به هواي شکستن دل ديگري بماند .قرار بود هر کس به فکر شکستن غرور خود بماند... قرار نبود بين عشق وقفه بيفتد.... قرار نبود کسي دير کند کند...... قرار نبود ديوانه اي براي شکستن ديوانگي طلب زنجير کند........
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:25 توسط حمید قیطاسی |
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم ، منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من ، سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی ، عاشق با تو بودنم دوستت دارم و بدان همیشه به یادت هستم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:18 توسط حمید قیطاسی |