|
به تو رسیده |
|
سربه روی شانه های مهربانت می گذارم |
قرارنبود اگر کسي خيالش از وفا داري ديگري راحت شد گنجشکهاي بي پناه احساس او را با تير کمان عادت نشانه بگيرد.... قرار نبود عشق هم مثل گيلاس و بوسه و عيدي اولش زيبا باشد .... قرار نبود کسي سختش باشد بگويد دوستت دارم..... قرار نبود کسي به هواي شکستن دل ديگري بماند .قرار بود هر کس به فکر شکستن غرور خود بماند... قرار نبود بين عشق وقفه بيفتد.... قرار نبود کسي دير کند کند...... قرار نبود ديوانه اي براي شکستن ديوانگي طلب زنجير کند........
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 17:25 توسط حمید قیطاسی |